#01

خبر

ریشه های آلمانی منتشر شد

لئو اشتراوس

«ریشه‌ها»، حکایت «گسست» لئو اشتراوس از آلمان و «پیوستن» بدان است. اشتراوس در دهه‌ی 1920 قانع شده بود که مقوله‌ی «بازگشت به کلاسیک‌ها»، امری ناممکن است، زیرا او چنین می‌دید که تفکّر کلاسیک به دست عقل‌گرایی مدرن رد شده، و خود نیز زیر هجوم بینش‌های سهمگین تاریخ‌گرایانه‌ی هایدگر، از رده خارج گشته است. اشتراوس به یک معنا با قبول مفروضات «حال حاضر»، پذیرفته بود که ما به جهانی بی‌خدا، بی‌طبیعت و بی‌عقل، پرتاب شده‌ایم. فریبندگی بینش‌های سهمگین تاریخی‌گرایانه‌ی هایدگر برای او و هم‌نسلان او به قدری موثّر بود که وی در مقاله‌ی «درآمدی بر اگزیستانسیالیسم هایدگری»، به صراحت اظهار می‌دارد که اگرچه ابتدا به مانند بسیاری از هم‌عصرانش، سرسپرده‌ی ماکس وبر بود، اما با حضور در کلاس‌های هایدگر، وبر را در مقایسه با او، «طفلی یتیم» یافته بود. اما به مرور و از اواخر دهه‌ی 1920، شاهد یک تغییر اساسی در جهت‌گیری اشتراوس هستیم: تغییری که اکنون از آن با عنوان جهت‌گیری مجدّد یاد می‌شود. با این حال علی‌رغم آنکه «گسست» اشتراوس از ریشه‌های آلمانی و پیوستن‌اش به سنت فلسفه‌ی سیاسی افلاطونی از طریق ابن میمون و فارابی، گسستی از رتوریک نیچه بود، اما «پیوست» اشتراوس به ریشه‌های آلمانی نیز در نهایت پیوستن مجدّد او به نیچه‌ای بود که فیلسوف سیاسی عصر ما محسوب می‌شود. با عنایت به پویایی فلسفه‌ی سیاسی در معنای اشتراسی کلمه، فلسفه‌ی سیاسی اشتراوس اگر چه به اعتبار اینکه «فلسفه‌ی سیاسی» است، افلاطونی است، اما از حیث صورتبندی‌ آن در شرایط کنونی فلسفه، عمیقاً نیچه‌ای است.

  • گروه مولفان لئو اشتراوس (نویسنده) شروین مقیمی زنجانی (مترجم)
  • ناشر موسسه فرهنگی هنری پگاه روزگار نو
  • سال انتشار 1397
  • تعداد صفحات 291 صفحه
  • شابک 9786009729869
about

خبر